![]() |
![]() |
|
| من همونم که همیشه غم و غصم بی شماره....اونی که تنها ترینه حتی سایه هم نداره |
اگه عشق گناه نباشه اگه اشتباه نباشه اگه عشق روزای سردش مث شب سیاه نباشه با اجازت عاشقم من... اگه حتی توی قلبت برای ما جا نباشه یا شاید یه کم محبت تو دلت پیدا نباشه یا دلت دنبال قلبی سر تا پا وفا نباشه با اجازت عاشقم من... عاشق قلب عزیزت که واسم یه دنیا نوره عاشقم حتی اگه شهر دلت یه دنیا دوره اگه حتی سر راه من یه سد بی عبوره با اجازت عاشقم من... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 2:12 توسط ترانه |
|
|
گل کوچیکه تو ایوون بزن غنچه اومد بارون یه قطره از توی ناودون چکیده رو تن گلدون بخند ای تو قرار من همه دار و ندار من تموم برگ و بار من بهار من بهار من گلا وا شد تو هم وا شو بهار اومد شکوفا شو دیگه خوابت بسه پا شو امیدم واسه فردا شو برای عیدی فردا می گم آفتاب بیاد اینجا تموم شادی دنیا بمونه تا ابد با ما سال نو و بهارتون مبارک |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 1:4 توسط ترانه |
|
|
هزاران غصه در اندوه چشمانت نهفته مانده و...اما نمی دانیم که از اندوه چه امشب پریشانیم بدان گر لحظه ای غم بر تو افتد چشم گریانیم از درد ت چه نالانیم و از ناله چه بی جانیم... چرا اینگونه بر گونه به سیل غم دچاریم و چرا ما بی قراریم و چرا یک لحظه از درد ت به دل شادی نداریم و نزاریم ونزاریم و... چرا اما نمی دانیم... دانستیم به تو دل سپردیم دل شکستی و ما خون دل خوردیم سالها از پی هم گذشت و رفت عاقبت در غم عشق تو مردیم... ((با سلام به همه ی دوستای عزیزم من امسال کنکور دارم برام دعا کنین... |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 1:38 توسط ترانه |
|
|
چه حالی داره با تو نشستن روی ایوون نگاه کردن چشمات نم صدای بارون چه حالی داره از تو دوست دارم شنفتن تو باغ حرف چشمات با چشمکی شکفتن صدای خنده هامون تا اوج ابرا میره بیا عاشق بمونیم نگودلت می گیره دستای ما یه روزی از هم اگه جدا شه بی تو نفس می گیره می خواد که بی صدا شه قسم بخور که با من تا همیشه می مونی قصه ی عاشقیتو تو گوش من می خونی قسم بخور که روزی تو بی وفا نمی شی بگو به من یه وقتی ازم جدا نمی شی قصه ی عشقمونو ابرا دارن می خونن راز دلای مارو بذار همه بدونن جزیره ها ی تنها با عاشقا می مونن بذار همه بدونن بذار همه بدونن |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 1:14 توسط ترانه |
|
|
دارم از شادی می گم، واسه دلهای شما
وقتی حتی یه ذره شادی تو قلبم ندارم
باز شما که شاد باشین، منم احساس رضایت می کنم
دارم از شادی می گم
وقتی از اشک چشام، دکمه های رو کیبرد و اشتباهی می زنم!!
بذار درد دل کنم با دلتون!
دل من عاشق بارون زد نه
دل من د یوونه ی توی جاده های تر راه رفتنه
دل من عاشق بوی خاک بارون خورد ست
اما تو این روزها، دل من پژمرد ست
می دونین...این یکی از غمای قلب منه
باقی شم گفتنی نیست
نه که تو غریبه باشی عزیزم
می خوام از شادی بگم برای تو
حرف قلبمم مهم نیست عزیزم... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 1:52 توسط ترانه |
|
انتظار سکوت مبهم درد ترس... برای اینکه یه ترانه تو سرزمین من سروده شه. امروز سالروز هجدهمین تولد منه. هفده تا شمع رو فوت می کنم و به سال هجدهم زندگیم سلام می کنم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 4:4 توسط ترانه |
|
زندگیم همیشه بی تو مثه غصه هام سیاهه مثه رنگ چشای تو ،چشای من بی گناهه زندونه زندگی من ، مثه گلخونه ی بی گل مثه یه رودخونه جاری ، تویی اونطرف کجاست پل؟ آره دلتنگ نگاه و نفساتم تو بمون تو بدون عاشق زندگی باهاتم تو بدون عزیزم بی تو دلم همیشه تنگه نازنین بیا تو که زندگیم با تو قشنگه نازنین همیشه با یاد تو چشامو رو هم می ذارم می رم و ماهو از آسمون واست بر می دارم گلای گلدون ایوون ، یاد عشقت زیر بارون می گذرن خاطره ها مثل عبور آب ناودون وسعت عشق دل من ، سرخی رو گونه ها مه می دونم با تو می مونم وقتی که خدا باهامه زندگیم فدای عشقم اینم از کلام آخر که بیا پل رو بسازیم و از این رودخونه بگذر |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 2:1 توسط ترانه |
|
|
باید یه کم دل ببازی سختگیری فایده نداره یکی پر از عشقشه و یکی غماشو می باره عشق دلای امروزی پشیزی ارزش نداره دلی که امروز پیشته فردا ببین کجا می ره وقتی می ره حتی دیگه نگاهتم نمی کنه هر چی می خوای بگی بگو خسته شدم از انتظار یا منو ول کن و برو یا بگو می مونی پیشم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 2:8 توسط ترانه |
|
آسمون بغض تموم عاشقا رو می شکنه اشک اون رودخونه هاست و اشک من رو گونمه صدای شکستن بغض دلم کجا می ره؟ وقتی که تنگه دلم کیه غمارو برداره آسمون تنگه غروبه بیا با هم بباریم کنار پنجره اشکامو رو شیشه میذارم حرف عشقو من روی شیشه می شونم آسمون بیا که ما با هم بخونیم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 1:52 توسط ترانه |
|
زندگی ارزش اشکای منو تو رو نداشت |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 3:11 توسط ترانه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام به همه ی دوستان عزیز...تو این وبلاگ من شعرای خودمو می نویسم.دوست دارم نظراتونو بگید تا شعرام بهتر بشه.متشکرم
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1386 اسفند 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 |
|
RSS
|